ثبت نام
برعکس همه ! مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر   
دوشنبه ، 14 اسفند 1391 ، 12:03

خاطرات سوزنی (7)
طول زندگی مشترکمون هنوز، سالگرد ندیده بود، عقدنامه هنوز معنی سال رو نفهمیده بود ، اما رنگ فضای مشترک بین ما خیلی زود خاکستری شده بود. هیچ کدوم زیاده خواه نبودیم یا مغرور، به اندازه سنمون عقل داشتیم. اما به خاطر فشارهای سنگینی که تو روند خرید و آماده سازی جهیزیه داشتم کلا عوض شده بودم ، اعصاب و روانم به هم ریخته بود.
... عاقبت صداش از معده ام دراومد. برعکس همه که اخرش میرن طب سوزنی ، از تابلو طب سوزنی مطب نزدیک محل زندگیمون رفتم تو برا درمان درد معده!
دکتر فقط 15 دقیقه زمان داشت تا خوب معاینه کنه و با صحبت و بالا پایین کردن من ، بفهمه ریشه مساله جای دیگه است ، پیشنهاد کرد 5 جلسه فقط روی اعصاب کار کنه ، بعد اگه نیاز شد بریم سراغ معده . قبول کردم ... شروع شد.
... الان جلسه پنجمه حالم حرف نداره ، تحملم مثل همه مردمه ، بیخودی عصبانی نمی شم ، درد معده هم ندارم ، دکتر گفته خلاصه ماجرا رو بنویسم ، منم نوشتم ، همین!

 
ایمن شده توسط وب سایت عرش هاست