ثبت نام
Home  >  خاطرات بیماران  >  قشنگ ترین جای دنیا
قشنگ ترین جای دنیا مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر   
دوشنبه ، 14 اسفند 1391 ، 12:17

خاطرات سوزنی
قشنگ ترین جای دنیا
... خیلی زود 14 ساله شدم، هنوز حواسم به یازی های بچگی بود عادت به لذتای کودکانه . اما دیدم دارم بزرگ میشم. مشکلات بلوغ و مسأله هویت و ارتباطم با اطرافیانم تو اون شرایط سنی هوار شد رو سرم . یکی دو سالی هم با کم کاری تیروئید مواجه بودم ، وضعیت عصبی و روحی ایده آلی هم نداشتم ولی این وسط از همه بدتر وزنم بود. تو اون سن با قد 154 شدم یه دختر 108 کیلویی . یه توپ گوشتی واقعی. کم کم از بقیه کناره گرفتم. تو خونه و مدرسه و بین فامیل و دوستان ، نیز منزوی شدم، نمی خواستم با کسی مراوده کنم.
بالاخره خانواده دست به کار شدن، انواع دکترا و کلینیکا و روشهای مختلف از رژیمای مختلف گرفته تا ... را پشت سر هم رد کردیم. ولی نمیشد. می گفتن مسأله تیروئیدم کارو سخت تر کرده.
... بهمن 86 بود، با ناامیدی وارد مطبی شدم که می گفتن کلینیک طب سوزنیه.
چشمم که به سوزنای رو بدن بیمارای دیگه افتاد خودمو باختم، دیگه بقیه اش سریع و خوب گذشت. 3ماه بعد 28 کیلو کم کرده بودم، تو پوست خودم نمی گنجیدم، قشنگ ترین جای دنیا برام کلینیک طب سوزنی دکتر بود. تا حالا 13 ماهه که تونستم وزنمو حفظ کنم. جالب اینجاست دکتر هیچ رژیمی ام به من نداد. گفت تو سن رشدی ، نمی شه!
... 18 ماه پیش 108 کیلو، امروز 78 کیلو و الان مشغول نوشتم این مطلب برای سایت دکتر ، به عنوان تشکر.

 
ایمن شده توسط وب سایت عرش هاست